تبلیغات
نقد و بررسی بازی های روز سال 2012

اطلاع از وضعیت فروش بازی ها

قالب وبلاگ

نقد و بررسی بازی های روز سال 2012 - Rage
 

Rage

نویسنده: مهدی صولتی

 


صحرایی سوزان، ساختمان هایی غول آسا اما ویران شده، شهری بزرگ که حال نه اثری از مردمانش مانده و نه از ساختمان های آن. تمامی آن ها گویای وقوع یک اتفاق بزرگ است. واقعه ای که همه از آن هراس و وحشت دارند. مردم به این حادثه، آخرالزمان می گویند. اما چگونه جهان با این حادثه رو به رو شد ؟ در سال 2029، یک شهاب سنگ عظیم با نام "آپوفیس" کره ی زمین را برای فرود انتخاب کرده و با شدت هر چه تمامتر به کره ی زمین برخورد می کند. پس از این اتفاق، کره ی زمین تبدیل به یک بیابان خشک و سوزان میشود و دیگر اثری از مناطق سر سبز نیست. مردمان دیگر نمی توانند در خانه های مخروبه و ویران شده ی خود زندگی کنند، پس بالاجبار تمامی آن ها به پناه گاه های حفاظت شده ای نقل و مکان می کنند که دولت برای آن ها در نظر گرفته است. آن ها به مردمان سراسر جهان قول می دهند که در این پناه گاه ها که کاملاً توسط نیروهای دولتی حفاظت می شوند در آسایش و امنیت باشند. پس از مدت کوتاهی دولت از آزمایش های جدیدی صحبت می کند. آن ها به قول خود موفق شده اند که با انجام دادن آزمایش های مخصوص بر روی انسان ها آن ها را تبدیل به یک نوع "فرا بشر" تبدیل کنند. نام اصلی این گروه که به طور مستقیم از دولت دستور می گیرند "ESCR" می باشد. آن ها می خواهند با تبدیل انسان ها، یک ارتش قوی و فنا ناپذیر تشکیل دهند. اما مشکل اصلی زمانی رخ می دهد که این آزمایش ها جوابی کاملاً عکس می دهند. انسان هایی که برای تبدیل شدن به داخل محظه های شیشه ای قدم نهاده، به موجوداتی با ظاهر عجیب تغییر شکل داده بودند. در این میان یکی از کسانی که مورد آزمایش قرار گرفته بود بنابر دلایل نامشخصی تغییر بر روی او انجام نگرفت و بدون هیچ تغییری از محفظه پس از چندین روز بی هوشی خارج شد.

 بازمانده ی این ماجرا پس از خروج از ساختمان آزمایشگاه، توسط یکی از جهش یافته ها مورد حمله قرار گرفت و زمانی که رفته رفته در حال تسلیم شدن بود توسط یک فرد ناشناس نجات پیدا می کند. کسی که او را از مرگ حتمی نجات داد، "دن هگر" نام داشت که مسئول و مدیر یکی از پناهگاه هایی در منطقه ی "Wasteland" بود. پس از گفت و گوهایی که با یکدیگر داشتند، هگر او را موظف به انجام دادن یک ماموریت کرد. ماموریتی که اگر با موفقیت انجام بگیرد، بازمانده و شخصیت اصلی داستان وارد فاز جدیدی از اتفاقاتی می شود که در آن منطقه در حال وقوغ افتادن هستند. هگر به او دستور می دهد که با ورود به یکی از مخفی گاه های جهش یافته ها و اصلی ترین دشمنان بازماندگان، اطلاعاتی از ماموریت های خطرناک و کثیف آن ها برای او فراهم کند. پس از پاکسازی کامل مخفی گاه، شخصیت اصلی داستان موفق می شود اطلاعات مورد نیاز هگر را بدست آورد و آن را در اختیار او بگذارد. هدف اصلی هگر ایجاد ارتباط های بیشتر و دوستانه تر با مردمان و مسئولان پناه گاه "Wellspring" است. پس از انجام دادن های ماموریت های نه چندان مهم، شخصیت بازی وارد پناه گاه Wellspring می شود. هگر به او دستور داده است تا هر چه را که مدیر پناه گاه و سایر افراد مهم آن جا می خواهند برای آن ها انجام دهد. پس از آشنا شدن با Mayor، مسئول آن منطقه، کارهای خواسته شده را برای او انجام می دهد. کلانتر Wellspring نیز او را برای کمک به سازمان آبرسانی پناهگاه به سوی مسئول آن سازمان می فرستد. متاسفانه آب پناهگاه توسط موجودات جهش یافته آلوده شده است. آن موجودات با قرار دادن یک تراشه ی آلوده به ویروس در اصلی ترین بخش آبرسانی پناهگاه، تمامی آب آن جا را آلوده به ویروسی کشنده کرده اند. پس از درگیری های شدید و از بین بردن موجودات جهش یافته، او موفق می شود که آن تراشه ی خطرناک و آلوده به ویروس را تصاحب کند. مسئول سازمان آبرسانی Wellspring چندان از تراشه مطلع نیست به همین دلیل از شخصیت بازی می خواهد که همراه با تراشه ی ویروسی به طرف آزمایشگاه دکتر Kvasir برود. پس از رسیدن به مقصد و دکتر Kvasir از تراشه ی آلوده به ویروس یک سلاح بسیار کاربردی برای او طراحی می کند. سلاحی که توسط آن می توان کنترل ذهنی افراد دشمن را بدست گرفته و در یک چشم به هم زدن آن ها را منفجر کرد. در کنار آن، دکتر راز نقشه های پلید نیروهای دولتی را برای او بازگو می کند. نقشه های بعدی آن ها بسیار خطرناک تر است قضیه ی آزمایشگاه و تبدیل کردن انسان ها به ارتشی فنا ناپذیر است.

دکتر، او را با یک گروهی با نام "مقاومت" آشنا می کند که کار آن ها اساساً بر پایه ی ضد دولت است. پس از آشنایی با یکی از افراد گروه مقاومت، مشخص می شود نیروهای دولتی رئیس این گروه را برای انجام دادن اوامر پلید و شیطانی خود در یک زندان بزرگ اسیر کرده اند. وظیفه ی اصلی او نجات دادن رئیس گروه مقاومت و خارج کردن او از زندان دولتی است. پس از نجات دادن "کاپیتان مارشال" نیروهای دولتی شخصیت بازی را شناسایی می کنند و برای دستگیری او رهسپار Wellspring می شوند. کاپیتان مارشال برای او توضیح می دهد که او دیگر خواسته و یا ناخواسته وارد سازمان "مقاومت" شده است و برای کشته نشدن توسط نیروهای دولتی چاره ای جزء همکاری با آن ها را ندارد. پس از پیوستن به گروه مقاومت، کاپیتان به او دستور می دهد که به منطقه ی "Subway City" برود و با منفجر کردن تونل های زیرزمینی، منافذ اصلی ورود به Wellspring بسته شود تا موجودات باقی مانده نتوانند خطرساز شوند. در طی انجام دادن این ماموریت، او با گذشته ی کاپیتان بیشتر آشنا می شود.

او پی می برد که خود کاپیتان نیز همچون او یک بازمانده از واقعه ی آزمایشگاه می باشد. کاپیتان مارشال برای وارد کردن ضربه ی نهایی بر پیکره ی نیروهای دولتی نیاز به اطلاعات دقیق تر و کاملتری دارد که در یکی از ساختمان های منطقه ی "Capital Prime" قرار گرفته است. این منطقه یکی از مهمترین مناطق اطلاعاتی نیروهای دولتی می باشد. کاپیتان قصد دارد با بدست گرفتن این اطلاعات دوباره پروژه ی Ark(پروژه ی آزمایشگاه) را اینبار با بررسی های بیشتر و دقیقتر راه اندازی کند و توسط آن یک ارتش یکدست و قوی را درست کند تا با آن موفق شود نیروهای دولتی را از پایه ویران و نابود سازد. پس از موفقیت شخصیت بازی در بدست آوردن کد و اطلاعات پروژه ی Ark، تمامی آن ها را برای کاپیتان می فرستد. کاپیتان توسط اطلاعاتی که بدست او رسیده است تمامی محفظه های تبدیل را روشن می کند و عملیات تبدیل انسان ها به ارتشی فناناپذیر برای مقابله با نیروهای دولتی را به خوبی انجام می دهد.


سعی شد هسته ی اصلی داستان Rage در بالا آورده شود. داستانی که با آن که چندان چیز جدیدی برای بازگو کردن ندارد و مشابه های آن ها را در سری همچون Fallout بارها شنیده ایم، اما با توجه به روایت خوبی که ضرب آهنگ مناسبی نیز دارد باعث می شود که بازیکننده با توجه به گیم پلی 20 ساعته ی بازی با داستان به خوبی کنار بیاید. ماتیو کاستلو در داستان سرایی Rage نقش اصلی را ایفا کرده است. او در کارنامه ی خود عنوان درخشان Doom 3 را دارد که از لحاظ داستانی در زمان خود کاملاً قابل قبول ظاهر شد.

اگر بخواهیم در مورد جان گرفتن عنوان Rage صحبت کنیم باید کمی به عقب برگردیم. در مراسم WWDC سال 2007 اشاراتی به این عنوان شد اما به صورت رسمی در همان سال در حین برگزاری مراسم QuakeCon تایید و معرفی شد. کسی که بازی را در آن سال معرفی کرد کسی نبود جزء برنامه نویس موفق و از نظر برخی، فوق العاده ی صنعت بازی آقای جان کارمک. با توجه به عناوین قبلی او همچون Doom و Quake انتظارات از Rage بشدت بالا رفت. در طی این چند سال نیز خود او مصاحبه های هیجانی و بعضاً جنجالی را نیز انجام داد. او Rage را از لحاظ گرافیکی برتر از هر عنوان کنسولی دیگر می دانست. او قول داد که Rage بر روی تمامی پلتفرم ها با 60 فریم بر ثانیه قابل اجرا باشد. همانگونه نیز شد اما متاسفانه بعضی از ساختار های متفاوت کنسول ها، باعث شد که بازی از لحاظ بارگزاری بافت ها دچار مشکل شود.

کنسول Xbox 360 بدلیل این که در هنگام نصب بازی بر روی هارد، تمامی اطلاعات بازی به صورت یکجا و دسته بندی شده در یک پوشه ذخیره می شوند از لحاظ بارگزاری بافت ها موفق تر عمل کند. این اتفاق در حالی رخ می دهد که در کنسول PS3 مدت زمان بیشتری طول بکشد که بافت ها به طور کامل بارگزاری شوند. البته نمی توان مستقیماً این مشکل را بر گردن کنسول PS3 و یا حتی عوامل استدیوی id Software انداخت. البته این مشکل چندان ایراد بسیار بزرگی نیز برای بازی محسوب نمی شود و سایر منتقدان نیز تنها به آن به چشم یک نکته ی منفی اشاره کرده اند و از این ایراد یک مشکل نابخشودنی صحبت نکرده اند و به همین دلیل امتیازات نسخه های کنسولی بسیار نزدیک به یک دیگر هستند اما با توجه به این که این نقد برای نسخه ی PS3 بازی نوشته شده است باید به این نکات نیز اشاره شود. بازی توسط موتور id Tech 5، انجین انحصاری این استدیو ساخته شده است و خوشبختانه این انجین توانسته است از پس بافت های سنگین و با کیفیت Rage برآید. Rage با توجه به صحبت های عوامل سازنده یک "جهان باز" کامل نیست و برای این ویژگی محدودیت های قائل شده اند تا بار داستانی بازی و همچنین صبر بازیکننده ها برای انجام دادن مراحل بازی به سر نیاید.

Draw-Distance بازی نیز نسبتاً خوب کار شده است و تا آن جایی که این ویژگی به گرافیک هنری بازی کمک کند ظاهر شده است. افکت های بازی نیز از افکت آتش گرفته تا الکتریسیته همگی طبیعی کار و غیر تکراری کار شده اند و خوشبختانه هیچکدام از افکت های موجود در بازی غیر طبیعی و فانتزی گونه کار نشده اند. بعضی از سلاح ها هستند که قابلیت منفجر کردن دشمنان را دارند. پس از نابود سازی آن ها، قطعات بدن آن ها بر روی زمین پخش می شوند و سراسر زاویه ی دید بازیکننده را قطرات سرخ خون پنهان می کند. البته دشمنانی که به بدین صورت کشته شوند پس از ثانیه هایی غیب می شوند و دیگر اثری از جسد آن ها در محیط نمی ماند. ولی باقی دشمنان که جراحات کمتری دیده اند تا دقایق طولانی در محیط می مانند و غیب نمی شوند. خوشبختانه انیمیشن کشته شدن دشمنان اسکریپت شده نیست و با توجه به موقعیت تیر خورده شده نقش بر زمین می شوند. هوش مصنوعی دشمنان با توجه به نوع هر یک از آن ها متفاوت است. موجودات جهش یافته کمتر از شما دوری می کنند و بیشتر با حرکات آکروباتیک سعی می کنند که از تیرهای شما در امان باشند و در یک لحظه با نزدیک شدن به شما، شما را نابود کنند.

نوعی دیگر از دشمنان که همان انسان های معمولی هستند بیشتر در سنگر های خود باقی می مانند ولی برای این که در موقعیتی قرار بگیرند که دسترسی بهتری به تیراندازی به سوی شما داشته باشند چندین مرتبه سنگر خود را تغییر می دهند. در کنار آن ها، دسته ای دیگر از دشمنان وجود دارند که ربات هستند اما به شکل عنکبوت های آهنی. در این نوع ربات، لغت سنگرگیری به هیچ وجه معنی نشده است و با مسلسلی که بر بالای سر آن ها نصب شده است به صورت انتحصاری به سوی شما حمله ور می شوند. در دنیای Rage، مناطقی هستند که شما می توانید وسایلی را همچون "هدست، نوشیدنی ها، قطعات مکانیکی و..." که پیدا می کنید بفروشید و با پول آن ها سلاح های جدید و یا آپگرید های قدرتمندتری را برای تجهیزات خود مهیا کنید. در بازی یک سیستم "طراحی سلاح و تجهیزات" نیز تعریف شده است که با توجه به قطعاتی که پیدا می کنید می توانید وسایل جنگی متعددی همچون "نارنجک های الکتریسیته، ماشین های کنترلی بمبی و..." بسازید. معمولاً این سیستم جزء یکی از پرکاربرد ترین قابلیت های بازی در طی انجام دادن ماموریت ها محسوب می شود چون قطعاتی را که برای ساخت تجهیزات خود نیاز دارید در هر جایی از محیط قابل پیدا کردن است. گیم پلی بازی ریتمی سریع و تند دارد که باعث می شود بازی کننده از انجام دادن مراحل طولانی بازی خسته نشود. هسته ی اصلی گیم پلی بازی تلفیقی از سبک اتومبیل رانی و تیراندازی است. خوشبختانه جان کارمک با ترکیب کردن این دو سبک توانسته است از خسته شدن بازیکننده در حین انجام بازی جلوگیری کند.


یک بخش کاملاً مجزا نیز برای آپگرید ماشین های خود دارا می باشید که شامل موتور های تقویت شده و یا حتی سلاح های مخرب می باشد. در بعضی از پناهگاه ها بخش هایی وجود دارد که می توانید با رفتن به آن مناطق در مسابقات شرکت کنید. در بعضی از آن مسابقات می توانید از سلاح های خود استفاده کنید و برای اول شدن و گرفتن تمامی پاداش ها با موشک های خود رقیبان خود را از سر راه بردارید. این موضوع در عناوینی همچون Blur و S/S به خوبی خود را نشان داده بود. در هر حال بخش ماشین سواری Rage سرگرم کننده است و می تواند در زمان هایی که از اکشن بازی خسته شده اید مدتی با آن ها سر کنید. نکته ی آخری که در مورد بخش ماشین سواری بازی قابل ذکر است، رفتن از منطقه ای به منطقه ی دیگری از Wasteland است. شما می توانید مسافت های طولانی بازی را با ماشین خود طی کنید و در طول این مسیر با موشک ها و تیربارهای خود ماشین های دشمن را که به شما حمله ور می شوند را نابود کنید.

بعضی از مینی گیم های بازی نیز مبنی بر از بین بردن این ماشین ها می باشد. کاملاً هویداست که بازی از عناصر سبک RPG نیز استفاده می کند. با توجه به ترکیب کردن سلاح ها، افزودن بر قدرت تجهیزات با توجه به تعداد آیتم های ارتقادهنده ها و چندین نکته ی دیگر که همگی جزء جداناشدنی عناوین RPG هستند انکار کردن این موضوع به هیچ وجه صحیح و درست نیست. طراح اصلی بازی تیم ویلیت است، او کسی بود که از ترکیب کردن دو سبک متفاوت و پیوند دادن آن ها در یک جسم بسیار خشنود بود و از نظر او، این امر یکی از دلپذیرترین اوامری بود که در طی ساخت عنوان Rage انجام داده اند. البته جان کارمک با آوردن مُد "Road Rage" در بخش چند نفره ی بازی نشان داد که اهمیت زیادی را برای چند سبکه کردن بازی خود قائل است.Road Rage را تنها می توانید در بخش چند نفره ی بازی به صورت آنلاین بازی کنید. سبک این مُد از سبک اصلی بازی که اکشن تیراندازی است کاملاً متفاوت است و باید در مناطق و آرنا های مختلف با ماشین خود به ماشین دیگران حمله ور شوید و در این بین مواظب موشک ها و سلاح های دیگر ماشین های دشمنان نیز باشید. در بخش چند نفره ی بازی می توانید تا چندین Level ارتقا پیدا کنید که متاسفانه با وجود این که به شخصه چندین Level ارتقا داده شده بودم پس از بیرون آمدن از بخش چند نفره و دوباره بازی کردن آن تمامی Level های گرفته شده صفر شدند.

در کنار این مُد، یک بخش Co-Op دو نفره نیز قرار گرفته است که در آن می توانید همراه با یک دوست دیگر مراحل داستانی بازی را به اتمام برسانید. صداپردازی و موسیقی بازی نیز در حد عناوین همسبک دیگر ظاهر شده است. موسیقی های متن نیز خوب هستند اما حماسی و تعجب برانگیز نیستند و نباید انتظار چندانی از بخش موسیقی داشت. در کنار آن، خوشبختانه id برای بخش صداپردازی شخصیت ها عالی کار کرده است و تمامی صداهای کاراکتر ها با چهره ی آن ها مطابقت دارد. Rage در ابتدا قرار بود درجه بندی "نوجوانان" را داشته باشد اما در اواخر انتشار مهر "بزرگسال" را بر روی کاور و جعبه ی این بازی مشاهده کردیم. شاید مراحل دلهره آوری که در ابتدای بازی وجود دارند دلیلی برای تعییر این درجه بندی باشند. نسخه ی Xbox 360 این عنوان از سه دیسک دو لایه منتشر شده است که سومین دیسک آن تنها شامل بخش چند نفره ی بازی می شود. در نسخه ی PS3 نیز از همه ی 50 گیگ فضای بلوری استفاده شده است. جان کارمک قبل ها اشاره کرد که اگر بخواهند تمامی بازی را از حالت فشرده خارج کنند باید یک ترابایت فضا برای انجام این کار موجود داشته باشند. Rage با تمامی خوبی هایی که داشت متاسفانه نتوانست آن چه را که به ما وعده داد بود برآورده کند. نسخه ی PS3 بازی از لحاظ بارگزاری بافت ها با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کند که همین امر باعث می شود در سرای بزرگ Wasteland نتوانیم همانگونه که کارمک به ما وعده داده بود به خوشگذرانی بپردازیم.


 

() نظرات



ساعت فلش


Pichak go Up
میهن موبایل - دانلود موبایل،برنامه موبایل،بازی موبایل،تم موبایل،,والپیپر موبایل